چهارشنبه، شهریور ۲۰، ۱۳۸۱

ديگر شهريور از راه رسيده بود و يك د�عه از اواسط شهريور ديدار ها كم شد./ برايش قابل درك نبود./ اما او خستگي و مشغول بودن �كرش و كارهاي پايان نامه اش را دليل اين موضوع بيان مي كرد./ آن هم با اينكه از اين وضعيت جديد احساس نگراني مي كرد اما هيچي نمي گ�ت و ساكت بود.// بارها پيش خودش �كر كرد كه مبادا با كس ديگري جديدا آشنا شده؟/ اما �كرش هم اذيتش مي كرد و هيچي هم نمي گ�ت./

0 نظر:

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی