ديگر شهريور از راه رسيده بود Ùˆ يك دÙ�عه از اواسط شهريور ديدار ها كم شد./ برايش قابل درك نبود./ اما او خستگي Ùˆ مشغول بودن Ù�كرش Ùˆ كارهاي پايان نامه اش را دليل اين موضوع بيان مي كرد./ آن هم با اينكه از اين وضعيت جديد Ø§ØØ³Ø§Ø³ نگراني مي كرد اما هيچي نمي Ú¯Ù�ت Ùˆ ساكت بود.// بارها پيش خودش Ù�كر كرد كه مبادا با كس ديگري جديدا آشنا شده؟/ اما Ù�كرش هم اذيتش مي كرد Ùˆ هيچي هم نمي Ú¯Ù�ت./
شام مهتاب
Memories of Good and Bad Days

0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی