تو آن شام مهتاب كنارم نشستي/ عجب شاخه گل وار به پايم شكستي/
قلم زد نگاهت به نقش آ�ريني/ كه صورتگري را نبود اين چنيني/
پريزاد عشق و مهاسا كشيدي/ خدا را به شور تماشا كشيدي/
تو دونسته بودي چه خوش باورم من/ شك�تي و گ�تي از عشق پرپرم من/
تا گ�تم كي هستي؟ تو گ�تي يك بي تاب/ تا گ�تم دلت كو؟ تو گ�تي كه درياب/
قسم خوردي بر ما كه عاشق تريني/ تو يك جمع عاشق تو صادق تريني/
همون Ù„ØØ¸Ù‡ ابري رخ ماه را پوشاند/ به خود Ú¯Ù�تم اي واي مبادا دروغ Ú¯Ù�ت/
گذشت روزگاري از آن Ù„ØØ¸Ù‡ ناب/ كه معراج دل بود به درگاه مهتاب/
در آن درگه عشق Ú†Ù‡ Ù…ØØªØ§Ø¬ نشستم/تو هر شام مهتاب به يادت شكستم/
تو از اين شكستن خبر داري يا نه؟/ هنوز شور عشق را به سر داري يا نه؟/
هنوزم تو شبهات اگر ماه رو داري/ من آن ماه را دادم به تو يادگاري

0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی