دوشنبه، شهریور ۱۸، ۱۳۸۱

ديگه كلي صحبت ميكردند / قرار شد كه شنبه شب همديگر را ببينند/ قرارشون جلوي رستوران بيتا بود/ ساعت 8:30/ مثلا شام خوردند چون بيشتر غذاها ماندش/براش گل گر�ته بود و تو ماشين بهش داد.5 تا گل رز تو يك جعبه خوشگل/
باران مي آمد و نوار داريوش/ همين شام مهتاب را گوش مي دادند/ از آن موقع بود كه شام مهتاب بوجود آمد.

0 نظر:

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی