سه‌شنبه، شهریور ۱۹، ۱۳۸۱

تو را نگاه مي كنم كه خ�ته اي كنار من // پس از تمام اضطراب /عذاب وانتظار من/تو را نگاه مي كنم كه ديدني ترين تويي /و از تو حر� مي زنم كه گ�تني ترين تويي//
/من از تو حر� مي زنم شب عاشقانه مي شود/تو را ادامه مي دهم همين ترانه مي شود// كاش به شهر خوب تو مرا هميشه راه بود/راه به تو رسيدنم همين پل نگاه بود/مرا ببر به خواب خود/كه خسته ام از همه كس/كه خواب و بيداري من هر دو شكنجه بود و بس //

0 نظر:

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی